lumberingly UKlʌmbəriŋliː معنی فارسی سنگين کند با صدا واژههای دیگر با معنی «سنگين» onerous سنگين، گران، دشوار solemnly سنگين، بسنگيني، رسماً solemn سنگين، موقر، موقرانه heavier سنگين، فراوان، سخت heavies سنگين، فراوان، سخت heaviest سنگين، فراوان، سخت heavy سنگين، فراوان، سخت heftiness سنگين، فراوان، سخت stodgier سنگين، ناگوار، باد کرده stodgiest سنگين، ناگوار، باد کرده