make a suggestive معنی فارسی دال بر واژههای دیگر با معنی «دال بر» significative OF دال بر، حاکي از، مشعر بر expressive of دال بر، مبني بر substantive دال بر هستي، ذاتي، داراي هستي جداگانه filled with water دال بر جدايي instruments of ratification اسناد دال بر تصويب و تصديق external good order اصطلاحي در حمل و نقل که دال بر وضعيت، ظاهري مناسب کالاي مورد حمل مي باشد locative مکاني، دال بر مکان، حالت مکاني symptomatize نشانه ي بيماري بودن، هم افت بودن، حاکي بودن symbolic نمادي، نمادين، رمزي symbolically نمادي، نمادين، رمزي