دیکشنری فارسی

manciple

UKmænsaipl

معنی فارسی

ناظر وکيل خرج

معنی کامل و مثال‌ها

/man´sǝ pǝl/n.

مامور خرید (در دانشگاه‌ها و صومعه‌ها و غیره)، مباشر، وکیل خرج

مترادف‌ها

noun
Steward (of a college), purveyor, undertaker.

واژه‌های دیگر با معنی «ناظر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن