دیکشنری فارسی

viewer

UKvjuːər US'vju:ə

معنی فارسی

ناظر بيننده تماشاگر.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

بیننده، نظاره‌کننده، تماشاچی، تماشاگر، ناظر

دستگاه تماشای اسلاید و فیلم اسلاید و غیره، پروژکتور، پیش‌افکن، دستگاه بازبینی فیلم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a close observer; someone who looks at something (such as an exhibition of some kind) “the spectators applauded the performance” “television viewers” “sky watchers discovered a new star”
  2. an optical device for viewing photographic transparencies

واژه‌های دیگر با معنی «ناظر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن