دیکشنری فارسی

seneschal

معنی فارسی

ناظر خوانسالار

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´ǝ shǝl/n.

● (در کاخ اشراف قرون وسطی) سرمباشر، سرپیشخدمت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the chief steward or butler of a great household

مترادف‌ها

noun
Steward.

واژه‌های دیگر با معنی «ناظر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن