دیکشنری فارسی

seneschal

معنی فارسی

ناظر خوانسالار

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´ǝ shǝl/n.

(در کاخ اشراف قرون وسطی) سرمباشر، سرپیشخدمت

مترادف‌ها

noun
Steward.

واژه‌های دیگر با معنی «ناظر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن