دیکشنری فارسی

married under a contract unlimited perio

معنی فارسی

ازدواج کردن ، زن گرفتن ، شوهر کردن

مزاوجت کردن

عروسي کردن با ، به حباله نکاح درآوردن

عقد کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ازدواج کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن