دیکشنری فارسی

merged

USmə:dʒd

معنی فارسی

فروبردن فرا گرفتن شامل شدن محو شدن مستهلک کردن غرق شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. formed or united into a whole

واژه‌های دیگر با معنی «فروبردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن