دیکشنری فارسی

misconstrue

USmıskəns'tru:

معنی فارسی

بد تعبير کردن ، بد تفسير کردن ،

در فهميدن مقصود (کسي) اشتباه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/mis´kǝn strōō´/vt.

بدتعبیر کردن، اشتباه فهمیدن، کژ برداشت کردن

don't misconstrue my intention

منظور مرا سو تعبیر نکن.

مترادف‌ها

verb active
1. Mistranslate, misrender.
2. Misinterpret, misapprehend, misjudge, misunderstand.

واژه‌های دیگر با معنی «بد تعبير کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن