دیکشنری فارسی

moot

UKmuːt USmu:t

معنی فارسی

مناظره گفتگو بحث مناظره ساختگي براي تمرين مجمع انجمن

معنی کامل و مثال‌ها

/mōōt/n., adj., vt.

(انگلیس باستان) انجمن محل (که به امور محلی و دادرسی و غیره رسیدگی می‌کرد)

(به ویژه در دانشکده‌ی حقوق و درباره‌ی مسایل حقوقی فرضی) بحث و مناظره

قابل بحث، گفتمان پذیر، جستارپذیر، حل و فصل شدنی

what could have happened is still a moot problem

آنچه که ممکن بود اتفاق بیافتد هنوز هم مسئله‌ی قابل بحثی است.

words of moot etymology

واژه‌هایی که ریشه‌ی آنها قابل بحث است

وابسته به عمل انجام شده یا موضوع حل و فصل شده (که بحث درباره‌ی آن بی‌مورد است)، بی‌مورد

after his suicide, all claims against him were declared to be moot

پس از خودکشی، کلیه‌ی ادعاها علیه او بی‌مورد اعلام شدند.

مورد بحث و مناظره قرار دادن، جستار کردن، گفتمان کردن، مطرح کردن، عنوان کردن

I opposed that proposal when it was mooted a year ago

یک سال پیش هنگامی که آن پیشنهاد عنوان شد با آن مخالفت کردم.

he also mooted the subject of new taxes

او موضوع مالیات‌های جدید را هم پیش کشید.

* moot point

نکته‌ی قابل بحث، موضوع جستارپذیر، هرچیز قابل مطرح کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'gemōt' meaning 'meeting'.

مثال

  • The issue is still moot and requires further discussion.
  • The moot point is whether we should invest in new technology.
  • The decision was rendered moot by subsequent events.

ترکیب‌های رایج

Subject to debate Requires further discussion Rendered moot Moot question

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of no legal significance (as having been previously decided)
  2. open to argument or debate “that is a moot question”

مترادف‌ها

I. verb active
Debate, discuss, dispute, argue, agitate.
II. adjective
See mooted

واژه‌های دیگر با معنی «مناظره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن