دیکشنری فارسی

mumpish

معنی فارسی

ترشرو عبوس موقرنما

مترادف‌ها

adjective
Sullen, morose, moody, spleeny, spleenish, dull, heavy, sour, sulky.

واژه‌های دیگر با معنی «ترشرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن