nonsequitur معنی فارسی نامربوط عدم تعقيب عدم استنباط قضايا غير منطقي. واژههای دیگر با معنی «نامربوط» disjointed نامربوط، بيربط، پرت incoherently بطور نامربوط، بدون داشتن ربط انشائي، بطور ول irrelatively بطور نامربوط، بي انکه وابستگي داشته باشد irrelevant بي ربط، نامربوط، بي مناسبت scappy پاره پاره، نامربوط scrappy پاره پاره، نامربوط impertinently فضولانه، بطور نامربوط، بطور غير مقتضي rambling بي ربط، پرت، نامربوط impertinent بي ربط، بي مناسبت، نامربوط inapposite بيجا، بيمورد، نامربوط