scappy معنی فارسی پاره پاره نامربوط واژههای دیگر با معنی «پاره پاره» shred پاره، تيکه، ريزه bribe پاره، رشوه دادن، پاره دادن fragment پاره، خرده، قطعه fragmentation پاره، خرده، قطعه fragmental پاره پاره، تکه تکه، جزء جزء framentary پاره پاره، تکه تکه، شکسته scrappy پاره پاره، نامربوط ballast پاره سنگ، شن، شن ريزي کردن partial fraction پاره کسر، کسر جزئي. broken bricks پاره آجر، سنگريزه