off-side معنی فارسی کنار واژههای دیگر با معنی «کنار» abutment كنار، طرف، مرز lotus کنار، درخت کنار، درخت سدر away کنار، يکسو، بيک طرف border کنار، کران، لبه verge کنار، لب، شرف coast کنار، ساحل، سريدن lote کنار، درخت کنار، درخت سدر outskirts کنار، پيرامون، حومه حول و حوش side aisle کنار، راهرو lotos کنار (konar)، درخت کنار، درخت سدر