دیکشنری فارسی

overwrought

UKouvərɔːt US'əuvə'rɔt

معنی فارسی

پرکار ، استادانه درست شده ،

داراي زر دوزي يا قلاب دوزي زياد

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr rôt´/adj.

(قدیمی) خسته، کوفته، وامانده

هیجان زده، عصبی

دارای رو کاری آذین شده

پر جزئیات، پر تصنع

مترادف‌ها

adjective
1. Overdone, elaborated too much.
2. Over excited, excessively stirred.

واژه‌های دیگر با معنی «پرکار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن