pank معنی فارسی مقام واژههای دیگر با معنی «مقام» position مقام، شان، رتبه office مقام، منصب، شغل tune مقام، آهنگ، لحن tunelessly مقام، آهنگ، لحن tunelessness مقام، آهنگ، لحن kaiserdom مقام قيصر، قلمرو حکومت قيصر. duumvir شريک مقام، شريک رتبه roll stand مقام نورد viscounty مقام ويکنت، قلمرو ويکنت. kingship مقام سلطنت، شاهي.