دیکشنری فارسی

pellet

UKpelit US'pelət

معنی فارسی

گلوله ، حب ،

گلوله اي از کاغذو نان ومانندانها ،

باگلوله زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/pel´it/n., vt.

● حبه، گلوله، حب، چونه

● ساچمه

each cartridge contains several pellets

هر فشنگ حاوی چندین ساچمه است.

a pellet gun

تفنگ ساچمه پران

● قرص

● حبه کردن، گلوله کردن

● ساچمه افکندن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small sphere
  2. a solid missile discharged from a firearm “the shot buzzed past his ear”

واژه‌های دیگر با معنی «گلوله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن