دیکشنری فارسی

pertinacious

UKpəːtineiʃəs

معنی فارسی

لجوج خودير سرسخت خيره سر کله شق لجاجت اميز مصرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/pu_r´tǝ nā´shǝs/adj.

سمج، مصر، پافشار، دوپا در یک کفش کن، سماجت آمیز، از سر باز نکردنی، مصرانه

continuous and pertinacious advertising

آگهی‌های بازرگانی مداوم و سماجت‌آمیز

his pertinacious demand concerning the restitution of is properties was once again rejected

یک بار دیگر درخواست پافشارانه‌ی او درباره‌ی استرداد املاکش رد شد.

a pertinacious begger

گدای سمج

pertinacious creditors

طلبکاران از سر باز نکردنی

سرسخت، یکدنده، انعطاف ناپذیر، سختگیر، سختگیرانه

he was a pertinacious opponent

او حریف سرسختی بود.

that old man's pertinacious opinions

عقاید انعطاف ناپذیر آن پیرمرد

مقاوم در برابر معالجه، درمان ستیز

a high and pertinacious fever

تب شدید و مقاوم در برابر درمان

پر اراده، دارای عزم راسخ، مصمم (با تداعی کمی منفی)

مترادف‌ها

adjective
1. Constant, steady, firm, determined, resolute, steadfast, stanch.
2. Stubborn, obstinate, dogged, wilful, mulish, unyielding, intractable, headstrong, perverse, wayward, inflexible.

واژه‌های دیگر با معنی «لجوج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن