دیکشنری فارسی

picturing

UKpiktʃəriŋ US'pıktʃərıŋ

معنی فارسی

تصوير صورت پيکر عکس منظره نمونه کامل مظهر شبيه شرخ واقعانما

تعریف انگلیسی

noun
  1. visual imagery
  2. visual representation as by photography or painting

واژه‌های دیگر با معنی «تصوير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن