pilgarlic
معنی فارسی
کل ، کسيکه سزش طاس است ، بدبخت فلک زده
معنی کامل و مثالها
/pil gär´lik/n.
● (مرد) کچل، مرد سر طاس
● آدم مورد تحقیر، حقیر، حیونکی
مترادفها
noun
Wretch, outcast, Pariah, miserable fellow.
کل ، کسيکه سزش طاس است ، بدبخت فلک زده
/pil gär´lik/n.
● (مرد) کچل، مرد سر طاس
● آدم مورد تحقیر، حقیر، حیونکی
noun
Wretch, outcast, Pariah, miserable fellow.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن