sun t. معنی فارسی جمع کل واژههای دیگر با معنی «جمع کل» sum total جمع کل hash totals جمع هاي کل batch total جمع کل دسته hash total جمع کل درهم program aircraft جمع کل هواپيماهاي موجود يک کشور، (فعال و در احتياط) net obligations تعهدات کلي، جمع کل تعهدات entirenss تماميت، تمامي، جمع کل subtotal زيرکل، جمع جزء.، جمع زدن به صورت بخشي از جمع کل در آوردن