plighter معنی فارسی حالت وضع چگونگي واژههای دیگر با معنی «حالت» bout حالت، نوبت، وهله mood حالت، حال، حوصله disposition حالت، مشرب، خو condition حالت، کنونه، چگونگي plight حالت، وضع، چگونگي pyrexia حالت تب، حالت حمائي تب، تب pyreticosis حالت تب، تب، حالت حمائي febricity حالت تب، بي قراري feverishness حالت تب، بيقراري expressionless بي حالت، بيروح