practising
UKpræktisiŋ
معنی فارسی
(practice=) مشق ورزش تمرين تکرار ممارست تمرين کردن ممارست کردن (بکاري) پرداختن برزش برزيدن.
(practice=) مشق ورزش تمرين تکرار ممارست تمرين کردن ممارست کردن (بکاري) پرداختن برزش برزيدن.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن