prescind
معنی فارسی
جدا کردن 7 مجزا کردن ، تجريد کردن ،
قطع نظر کردن ، کنار گذاشتن
معنی کامل و مثالها
/prē sind´, pri-/vt., vi.
● قطع نظر کردن، (معنی چیزی یا فکر خود را) منفک کردن، جدا کردن، مجزا کردن، توجه خود را قطع کردن
جدا کردن 7 مجزا کردن ، تجريد کردن ،
قطع نظر کردن ، کنار گذاشتن
/prē sind´, pri-/vt., vi.
● قطع نظر کردن، (معنی چیزی یا فکر خود را) منفک کردن، جدا کردن، مجزا کردن، توجه خود را قطع کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن