دیکشنری فارسی

prescind

معنی فارسی

جدا کردن 7 مجزا کردن ، تجريد کردن ،

قطع نظر کردن ، کنار گذاشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/prē sind´, pri-/vt., vi.

قطع نظر کردن، (معنی چیزی یا فکر خود را) منفک کردن، جدا کردن، مجزا کردن، توجه خود را قطع کردن

واژه‌های دیگر با معنی «جدا کردن 7 مجزا کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن