دیکشنری فارسی

presidentship

معنی فارسی

رياست

معنی کامل و مثال‌ها

/prez´i dǝnt ship´/n.

(انگلیس) مقام یا دوران تصدی رییس جمهور یا رئیس

واژه‌های دیگر با معنی «رياست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن