دیکشنری فارسی

presser

US'presə

معنی فارسی

فشار دادن له کردن چلاندن فشردن اب گرفتن از با فشار دراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pres´ǝr/n.

● چلاننده، فشرده کننده، فشردگر (به ویژه کسی که کارش چلاندن لباس شسته است)

واژه‌های دیگر با معنی «فشار دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن