presser
US'presə
معنی فارسی
فشار دادن له کردن چلاندن فشردن اب گرفتن از با فشار دراوردن
معنی کامل و مثالها
/pres´ǝr/n.
● چلاننده، فشرده کننده، فشردگر (به ویژه کسی که کارش چلاندن لباس شسته است)