pretty good معنی فارسی نسبه خوب نه چندان بد واژههای دیگر با معنی «نسبه خوب» fairish ميانه، نسبه خوب middling ميانه، وسط، نه بد نه خوب prettied قشنگ، شکيل، خوش نما prettier قشنگ، شکيل، خوش نما pretties قشنگ، شکيل، خوش نما prettiest قشنگ، شکيل، خوش نما pretty قشنگ، شکيل، خوش نما