propositioned معنی فارسی پيشنهاد موضوع مسئله قضيه مقصود واژههای دیگر با معنی «پيشنهاد» offer پيشنهاد، عرضه، تعارف offeror پيشنهاد، عرضه، تعارف proposition پيشنهاد، موضوع، مسئله proposal پيشنهاد، طرح proposal form فرم پيشنهاد، فرم درخواست بيمه propose پيشنهاد کردن، طرح کردن، در نظر داشتن proffer پيشنهاد کردن، تقديم داشتن، عرضه داشتن tendering form ورقه پيشنهاد، برگ پيشنهاد، برگ درخواست offer to purchase پيشنهاد خريد، پيشنهاد جهت خريد firm offer پيشنهاد قطعي، پيشنهاد ثابت