quarter-note معنی فارسی سياه واژههای دیگر با معنی «سياه» befouling سياه، تيره، سياه شده black سياه، تيره، سياه شده sad coloured سياه، تيره رنگ blackamoor سياه، زنگي swamp سياه اب، مرداب، باتلاق swampiness سياه اب، مرداب، باتلاق blackdamp مه سياه jetbead سياه سر black wash رنگ سياه، نوع ديگري از گرافيت و کک و ذغال سخت يا، مواد آلي است که با مايعي بطور معلق و plumbago سرب سياه، مغز ز مداد، گرافيت