raclaim معنی فارسی باز گرفتن پس گرفتن اباد کردن احيا کردن رام کردن رها کردن واژههای دیگر با معنی «باز گرفتن» giveback استرداد، باز پس دهي، صرفنظر کردن از برخي مزاياي کارگري در nip سفت گرفتن، فشردن، چيدن recover دوباره بدست اوردن، برگرداندن، مسترد داشتن retrievably دوباره بدست اوردن، باز يافتن، پس گرفتن retrieve دوباره بدست اوردن، باز يافتن، پس گرفتن iterate تکرار کردن، دوباره گفتن، باز گفتن arrest نگه داشتن، باز داشتن، گرفتن