دیکشنری فارسی

rambunctious

UKræmbʌŋkʃəs USræm'bʌŋkʃəs

معنی فارسی

وحشي، غير قابل کنترل، بي قانون و قاعده

معنی کامل و مثال‌ها

/ram buŋk´shǝs/adj.

نامرتب، بی انضباط

نافرمان، سرکش

واژه‌های دیگر با معنی «وحشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن