دیکشنری فارسی

rampage

US(noun) ['ræm'peıdʒ](verb) [ræm'peıdʒ

معنی فارسی

دادوبيداد غوغا طغيان طغيان کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ram pāj´/n., vi.

● (مانند شیر ژیان) غریدن و راه رفتن، (با خشم و خشونت) پرسه زدن، ترکتازی کردن، وحشیانه عمل کردن

the bandits went on rampaging all over the state

دزدان در سرتاسر ایالت به وحشیگری پرداختند.

● ژیانی، خشم و غرش، وحشیگری، ترکتازی، شرزگی، لگام گسیختگی

* (be or go) on a rampage

وحشیانه پرسه زدن، وحشیگری کردن، ترکتازی کردن، یغماگری کردن

those drunken sailors who had gone on a rampage were arrested

ملوانان مست که دست به ترکتازی زده بودند بازداشت شدند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. violently angry and destructive behavior
  2. act violently, recklessly, or destructively “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «دادوبيداد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن