ready for operation معنی فارسی آماده کار واژههای دیگر با معنی «آماده کار» ready for duty آماده کار، آماده انجام وظيفه، آماده خدمت ready service آماده به کار، آماده به استفاده فوري tropicalization آماده کردن براي کار در منطقه استوايي fitted mine مين کاشته شده، مين مسلح آماده به کار winterization زمستاني کردن، آماده کردن براي کار در زمستان metallurgy فن برهيختن و قال کردن فلزات، استخراج فلزات و آماده ساختن آنهابراي کار taut سفت، درست، مرتب homework مشق، تکليف خانه .، کار کنتراتي که بجاي کارگاه يا کارخانه در rework دوباره انجام دادن، دوباره ورزيدن، بازنويسي کردن unimproved بهسازي نشده، اصلاح نشده، براي کشاورزي آماده نشده