دیکشنری فارسی

receded

UKrisiːdid USrə'si:dəd

معنی فارسی

کنار کشيدن عقب کشيدن خود داري کردن دور شدن بعقب سرازيرشدن

واژه‌های دیگر با معنی «کنار کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن