دیکشنری فارسی

receding

UKrisiːdiŋ USrı'si:dıŋ

معنی فارسی

کنار کشيدن عقب کشيدن خود داري کردن دور شدن بعقب سرازيرشدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a slow or gradual disappearance
  2. the act of becoming more distant
  3. (of a hairline e.g.) moving slowly back

واژه‌های دیگر با معنی «کنار کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن