دیکشنری فارسی

recitative

UKresitətiv

معنی فارسی

گزارش ، چيزي بانغمه ، سخن راني با اواز ،

نغمه غير ، موزون

معنی کامل و مثال‌ها

/res´ǝ tǝ tev¦´/n., adj.

● (به ویژه در اپرا و اوراتوریو) آواز خطابه مانند

● قطعه‌ی خطابه مانند

● وابسته به آواز خطابه مانند، خطابه مانند، سرایشی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vocal passage of narrative text that a singer delivers with natural rhythms of speech

واژه‌های دیگر با معنی «گزارش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن