دیکشنری فارسی

reportage

USrı'pɔ:tıdʒ

معنی فارسی

گزارش شرح جريان امر رپرتاژ.

معنی کامل و مثال‌ها

/ri pôrt´ij/n.

● (روزنامه‌نگاری) گزارش ویژه، گزارش

● گزارش اخبار، گزارشگری، آگهدادگری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the news as presented by reporters for newspapers or radio or television “they accused the paper of biased coverage of race relations”

واژه‌های دیگر با معنی «گزارش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن