دیکشنری فارسی

reportage

USrı'pɔ:tıdʒ

معنی فارسی

گزارش شرح جريان امر رپرتاژ.

معنی کامل و مثال‌ها

/ri pôrt´ij/n.

(روزنامه‌نگاری) گزارش ویژه، گزارش

گزارش اخبار، گزارشگری، آگهدادگری

واژه‌های دیگر با معنی «گزارش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن