دیکشنری فارسی

red heat

معنی فارسی

برافروختگي.

معنی کامل و مثال‌ها

● (حرارتی که در آن جسم از گرما سرخ می‌شود) سرخ گرما، سرخ دما

● سرخ گرمایی، سرخ‌دمایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the heat or the color of fire

واژه‌های دیگر با معنی «برافروختگي.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن