refringent
معنی فارسی
شکننده منکسر کننده منکسر شده .
معنی کامل و مثالها
/ri frin´jǝnt/adj.
● انکساری، پسشکنی، شکستنی، وابسته به شکست (نور یا حرارت)
شکننده منکسر کننده منکسر شده .
/ri frin´jǝnt/adj.
● انکساری، پسشکنی، شکستنی، وابسته به شکست (نور یا حرارت)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن