دیکشنری فارسی

refringent

معنی فارسی

شکننده منکسر کننده منکسر شده .

معنی کامل و مثال‌ها

/ri frin´jǝnt/adj.

انکساری، پس‌شکنی، شکستنی، وابسته به شکست (نور یا حرارت)

واژه‌های دیگر با معنی «شکننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن