دیکشنری فارسی

relegating

UKreligeitiŋ US'relə'geıtıŋ

معنی فارسی

تبعيد کردن بجاي بدتر فرستادن پرت کردن انداختن پست ترگماشتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. authorizing subordinates to make certain decisions

واژه‌های دیگر با معنی «تبعيد کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن