دیکشنری فارسی

representativeness

UKreprizentətivnəs

معنی فارسی

نماينده نمونه نمايش دهنده وابسته به نمايندگان نماينده دار

واژه‌های دیگر با معنی «نماينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن