دیکشنری فارسی

resourcefully

UKrizɔːsfuliː

معنی فارسی

کاردان ، با تدبير ، بي وسيله ، بيچاره ، ناچار ،

بي تدبير ، بي دست و پا

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a resourceful manner “Derived from adjective: resourceful”

واژه‌های دیگر با معنی «کاردان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن