resourcefully
UKrizɔːsfuliː
معنی فارسی
کاردان ، با تدبير ، بي وسيله ، بيچاره ، ناچار ،
بي تدبير ، بي دست و پا
تعریف انگلیسی
adverb
- in a resourceful manner “Derived from adjective: resourceful”