revering UKriviəriŋ معنی فارسی حرمت کردن احترام گزاردن واژههای دیگر با معنی «حرمت کردن» Revere حرمت کردن، احترام گزاردن desecrate بي حرمت کردن، اختصاص بچيزبد دادن profance بي حرمت کردن observableness رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observably رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observe رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن pollute ناپاک کردن، ملوث کردن، پليد کردن reverence حرمت، احترام، تکريم