rind
UKraind
USraınd
معنی فارسی
پوست قشر ظاهر پوست کندن
معنی کامل و مثالها
/rīnd/n.
● (هندوانه و پرتقال و خربزه و غیره) پوست (به پوست سیب و گلابی و غیره میگویند: skin)
● (پنیر یا bacon و غیره) پوسته، رولایه
rind of Dutch cheese
پوستهی پنیر هلندی
تعریف انگلیسی
noun
- the natural outer covering of food (usually removed before eating)
مترادفها
noun
Skin, peel, bark, husk, hull, shell, glume, outer covering.