rivalry
UKraivəlriː
US'raıvəlrı
معنی فارسی
هم چشمي رقابت (کوشش براي) برابري
معنی کامل و مثالها
/-rē/n., pl.
● رقابت، همچشمی، برتری خواهی، هماوردی، ناورد
the two friends' rivalry for the love of Manizheh
رقابت دو دوست برای عشق منیژه
مترادفها
noun
Competition, emulation, rivalship, strife, contention.