دیکشنری فارسی

rivalry

UKraivəlriː US'raıvəlrı

معنی فارسی

هم چشمي رقابت (کوشش براي) برابري

معنی کامل و مثال‌ها

/-rē/n., pl.

رقابت، همچشمی، برتری خواهی، هماوردی، ناورد

the two friends' rivalry for the love of Manizheh

رقابت دو دوست برای عشق منیژه

مترادف‌ها

noun
Competition, emulation, rivalship, strife, contention.

واژه‌های دیگر با معنی «هم چشمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن