rivalship معنی فارسی هم چشمي رقابت (کوشش براي) برابري مترادفها noun Rivalry. واژههای دیگر با معنی «هم چشمي» rivalry هم چشمي، رقابت، (کوشش براي) برابري emulation هم چشمي، رقابت، رشک emulous هم چشمي کننده، رشک برنده، غبطه خورنده emulative هم چشمي کننده، رقابت اميز emulator هم چشمي کننده، رقيب emolously از روي هم چشمي corrival هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري کردن با emulate هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري جستن با vie چشم هم چشمي کردن، رقابت کردن binocular fusion در هم آميزي ديد دو چشمي