river bank معنی فارسی ساحل رودخانه واژههای دیگر با معنی «ساحل رودخانه» stethe ساحل رودخانه river line خط ساحل رودخانه، خط رودخانه near bank ساحل نزديک رودخانه riverine داخل رودخانه اي يا ساحل رودخانه اي bank protection حفاظت ساحل رودخانه در مقابل تخريبهاي، ناشي از جريان riverbank رود کنار، ساحل رودخانه riverain رودخانه اي، کرانه نشين، ساحل نشين gironde عضو حزب ژيرونديست، ژيروند، مصب دو رودخانه ي گارون و دوردون riparian کرانه نشين، ساحل نشين، ساحلي bankside شيب ساحل، کناره دريا و رودخانه، پشته يا کناره رود.