robustious معنی فارسی پرصدا پرمدعا معنی کامل و مثالها /rō bus´chǝs/adj.● (قدیمی)● محکم● نیرومند● زمخت، خشن واژههای دیگر با معنی «پرصدا» knock about پرصدا، شلوق، ولگرد boisterous پرصدا، بلند، غوغايي rumbustious پرصدا، بلند، غوغايي shandy پرصدا، بلند، رويايي shandygaff پرصدا، بلند، رويايي knock-about پرصدا، شلوغ، ولگرد altisonant پرصدا، باطمطراق، مطنطق sonorant پرصدا، پرطنين. vociferous پرصدا، بلند blatant دادزننده، پرصدا، خشن