دیکشنری فارسی

rumbustious

معنی فارسی

پرصدا بلند غوغايي دادوبيدادکن متلاطم سخت شديد

معنی کامل و مثال‌ها

/rum bus´chǝs/adj.

سرکش، دیر رام، کله شق، جنجال آفرین، دعوایی

واژه‌های دیگر با معنی «پرصدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن