دیکشنری فارسی

vociferous

UKvəsifərəs USvəu'sıfərəs

معنی فارسی

پرصدا بلند

معنی کامل و مثال‌ها

/vō sif´ǝr ǝs/adj.

● پرسر و صدا، پرجنجال، پرغوغا

a vociferous crowd

جمعیت پر سر و صدا

● همراه با داد و فریاد، فریادآمیز، با صدای بلند

the people were vociferous for reforms

مردم با صدای بلند خواهان اصلاحات بودند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. conspicuously and offensively loud; given to vehement outcry “blatant radios” “a clamorous uproar” “strident demands” “a vociferous mob”

مترادف‌ها

adjective
Noisy, clamorous, loud, blatant, stunning, uproarious, obstreperous.

واژه‌های دیگر با معنی «پرصدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن