vociferous
UKvəsifərəs
USvəu'sıfərəs
معنی فارسی
پرصدا بلند
معنی کامل و مثالها
/vō sif´ǝr ǝs/adj.
● پرسر و صدا، پرجنجال، پرغوغا
a vociferous crowd
جمعیت پر سر و صدا
● همراه با داد و فریاد، فریادآمیز، با صدای بلند
the people were vociferous for reforms
مردم با صدای بلند خواهان اصلاحات بودند.
مترادفها
adjective
Noisy, clamorous, loud, blatant, stunning, uproarious, obstreperous.