دیکشنری فارسی

rote

USrəut

معنی فارسی

عادت ، کاريکه ازروي عادت وبي انديشه بکنند

تعریف انگلیسی

noun
  1. memorization by repetition

مترادف‌ها

noun
1. Repetition.
2. Rut (of the sea).

واژه‌های دیگر با معنی «عادت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن