rote
USrəut
معنی فارسی
عادت ، کاريکه ازروي عادت وبي انديشه بکنند
مترادفها
noun
1. Repetition.
2. Rut (of the sea).
عادت ، کاريکه ازروي عادت وبي انديشه بکنند
noun
1. Repetition.
2. Rut (of the sea).
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن